مقارن همان زمان سه تن دومينيكي به‌نام پي‌ير ويدال‌1 مي‌زيستند، يكي اهل مونپليه‌، دومي‌ اهل كائور در كرسي‌، استان لو (ت‌)، سومي اهل كاركاسن‌. آن‌كه به‌ويژه موردنظر ماست‌، در سال‌1318يك تقويم جديد به پاپ يوحناي بيست و دوم اهدا كرده‌، كه در ديباچه‌اش ضرورت‌ اصلاح تقويم را ثابت مي‌كند. اين تقويم براي مونپليه محاسبه شده و براي سه دوره‌ٴ 19 ساله‌، از سال 1311 تا 1368. پي‌ير نشان مي‌دهد با چه آساني مي‌توان تقويم هميشگي درست كرد. فكر تجديدنظر در آن زمان مطرح بود؛ مقايسه كنيد با رساله‌ٴ ژان دو مور و فيرمن دو بووال براي‌ كلمنس ششم در سال 1345.
منجم مورد بحث ما احتمالاً ممكن است همان پي‌ير ويدال دومينيكي باشد كه در سال‌1281در پرپينيان طبيعيات مي‌آموخت‌، در سال 1282 در مارسي و در سال 1283 در تاراسكُن‌ منطق تدريس مي‌كرد، باز در سال 1284 در بزيه طبيعي مي‌خواند و در آن هنگام او را پي‌ير ويدال مونپليه‌اي مي‌ناميدند. در سال‌هاي 1287 ـ 1289 در مونپليه الاهيات مي‌خواند و در سال‌هاي 1299 ـ 1302 در نقاط مختلف به تدريس آن پرداخت‌. پس از سال 1302 ديگر از او چيزي نمي‌شنويم و علتش آن است كه گزارش‌هاي دومينيكيان پرونس‌، كه مونپليه هم جزو آن‌ بود، از سال 1303 به بعد به‌دست ما نرسيده است‌.
توماس (همان‌جا 627 ـ 629) از دو منجم معاصر ديگر گفت‌وگو مي‌كند، كه احتمالاً هر دو با تولوز در ارتباط بودند. اولي رمون بانكال فرانسيسي است‌، كه تقويمي براي سال 1310 نوشت‌. دومي استاد اتين آربلان است كه از تقويم بانكال استفاده كرد و احتمالاً به لاتيني‌ رساله‌اي نوشت كه يك شارح ناشناس تولوزي در سال 1335 از آن نام برده است‌. هم‌چنين آن‌ شارح از تقويم سلطاني گيوم سن كلودي به زبان لاتيني‌، كه در سال 1296 به ملكه ماري اهدا كرده‌ (يعني ماري دو برابان ملكه‌ٴ مادر، بيوه‌ٴ فيليپ دلير) و بعداً از روي آن تقويم ديگري به زبان‌ فرانسه براي ملكه ماري ديگر فراهم كرد (يعني ماري دو شامپاني‌، متوفا 1305، همسر فيليپ‌ زيبا). ترجمه‌ٴ فرانسه بايستي در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1296 و 1305 صورت گرفته باشد.2

فيرمن دو بووال‌

فيرمن دو بووال‌3 در اسقف‌نشين آميان‌. اخترگوي فرانسوي (اهل پيكاردي‌؛ برآمدنش 1338 ـ 1345).
او سه رساله نوشت‌:
1. در سال 1338 درباب حركت هوا، كه درباره‌ٴ تأثير سيارات در پديده‌هاي جوي است‌.


Petrus Vitalis ,Pierre Vidal .1
2 .اين پيوستي است به يادداشت مربوط به گيوم سن كلودي (مقدمه 2، 1852).
Firmin de Beauval (or Belleval) .3